رضا قليخان هدايت

مقدمه 53

مجمع الفصحاء ( فارسي )

گذران ناگزران بعرصهء ظهور آمده و پس از روزگارى بىاختيارى بموطن مقررى شده و لهذا همواره هر طايفه در دنيا بلغتى جداگانه و آيينى دگرگونه زيسته و تكلم كرده‌اند در ايران قبل از ظهور دين اسلام دين زرتشتى رونق تمام داشت و قبل از آن آئين مهاباديان رايت شهرت برافراشت چه زعم علماى ايشان و تصديق صاحب دبستان آنست كه مهاباديان به چندين هزار سال قبل از بعثت آدم ابو البشر عليه السلام بمنصب پيامبرى مفتخر بوده‌اند دساتير نام نامهء مه‌آباد است و زند و وستا نام نامهء زردتشت كه در آن زمان كتاب اللّه مىدانسته‌اند و آوردن نظير آن نمىتوانسته‌اند غرض آنكه پيوسته در هر لغت و هر زبان سخن موزون و غير موزون بوده و بمرور دهور و كرور شهور در قواعد رونق و تزايد صنايع آن فزوده‌اند چنان كه در تواريخ كهن از شعراى زمان باستان سخنان موزون ذكر كرده‌اند و بعضى گفته‌اند كه اول كسى كه زبان بسخن موزون برگشاد هوشنگ دوم پادشاه قديم عجم بود و شعر بهرام گور خود مشهور است و همچنين شعر حكيم ابو حفص سغدى سمرقندى كه گفته : بيت آهوى كوهى در دشت چگونه بودا * او ندارد يار بىيار چگونه دودا و قبل از زمان ملوك عجم و غيره نيز از حضرت آدم ابو البشر در مرثيهء هابيل شعر نقل كرده‌اند و گفته‌اند كه آن شعر به زبان سريانى بوده و يعرب بن قحطان آن را به عربى ترجمه نموده نيز اشعار عربى از شعراى عرب كه در زمان ظهور حضرت نبوى صلى اللّه عليه و آله گفته‌اند بسيار در ميانست و چگونه مىتواند كه عرب بلغت خود سخن موزون راند و عجم نتواند پس ظاهر است كه اشعار قديم شعراى عجم بسبب غلبهء عرب از ميان رفته چنان كه مشهور است كه تمام كتب و تواريخ عجميان را اعراب سوختند گويند در زمانى كه عبد اللّه بن طاهر از جانب خلفاى بنى عباس در خراسان امير بوده روزى مردى كتابى كه قصهء وامق و عذرا در آن بوده بنام انوشيروان ساسانى ساخته بودند بنزد امير آورد امير بعد از استحضار گفت كه ما مردم قرآن‌خوانيم و اين كتب از آثار مجوسانست به كار ما نيايد و ما را به غير قرآن مجيد كتابى نشايد و حكم كرد كه آنچه از كتب قديمهء عجم در ايران باقيست بسوزانند جهال و عمال او بدين حكم عمل كردند لاجرم از كتب قديمه چيزى بر جا نگذاشتند الا قليلى كه پنهان داشتند چون مردم را قدغن بليغ نمودند قاعدهء سخن فارسى و شعر متروك شد تا مدتى گذشت و اوضاع بنوعى ديگر گشت باز فضلا و بلغا تجديد